شهید عبدالرحمان حیدری مدوئیه

نام:عبدالرحمان

نام خانوادگی:حیدری مدوئیه 

تأهل:متاهل

محل تولد:ابرکوه_روستای مدوئیه 

تاریخ تولد:۱۳۳۵/۳/۱

محل شهادت / فوت:کردستان_جوانرود

تاریخ شهادت / فوت:۱۳۶۲/۲/۱۲

محل دفن:گلزار شهدای مدوئیه ابرکوه

زندگی نامه:

روز بهار سال ۱۳۳۵ در روستای مدوئیه از توابع شهرستان ابرکوه به دنیا آمد. اولین فرزند خانواده بود. پس از دوران کودکی به دبستان کمال‌الملک مدوئیه رفت. سپس با ورود به مدرسه خواجه نظام‌الملک و دبیرستان مولوی شهرستان ابرکوه، تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد و پس از آن با پذیرفته‌شدن در رشته پرستاری به مدرسه عالی پرستاری مهرآیین اصفهان راه یافت. او تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس در این رشته دنبال نمود.
عبدالرحمن هم زمان با ایام شکوفایی انقلاب‌اسلامی خدمت سربازی را در پایگاه هوایی تهران می‌گذراند که با دریافت پیام آزادی‌‌بخش امام مبنی بر ترک سربازخانه‌ها، به همراه جمعی از دوستانش پادگان را ترک و در تظاهرات ضد رژیم شاهنشاهی شرکت نمود. او حتی برای کمک به مبارزان انقلابی و سهیم شدن در پیروزی، اقدام به توزیع اسلحه در بین انقلابی‌ها ‌می‌نمود.
وقتی انقلاب به پیروزی رسید و خدمت سربازیش تمام شد در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مشغول بکار شد. عبدالرحمن ضمن فعالیت در دانشگاه، مسئولیت پرستاری بیمارستان شهید دکتر چمران اصفهان و نیز انجمن اسلامی دانشگاه را پذیرفته بود. مصداق کامل تقوا، صداقت، پاکی، شجاعت، گذشت و مهربانی بود. شخصیتی متواضع، سخت‌کوش و بی‌آلایش داشت. از تعلقات مادی دست شسته و به مظاهر دلفریب دنیا بی‌اعتنا بود.
با شروع جنگ در قالب تیم پزشکی در بیمارستان‌های صحرایی و اورژانس‌های پشت خط، یکی از اعضای فعال ستاد مشترک امداد و درمان جنگ بود. وی ضمن ارتباط نزدیک و تنگاتنگ با سپاه اصفهان در راه‌اندازی بیمارستان شهید صدوقی با این نهاد همکاری چشمگیری داشت و فعالانه در مأموریت‌ها و مانورهای بسیج شرکت می‌کرد.
شهید حیدری در سال ۱۳۶۱ پس از پذیرفته‌شدن در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس تهران برای کسب تخصص در رشته مدیریت عالی پرستاری به تهران رفت. او ضمن تحصیل در این مقطع، در دانشگاه شهید بهشتی تهران تدریس هم می‌‌کرد. این استاد بسیجی در همان سال‌ از طرف گروه پزشکی حج جمعیت هلال ‌احمر توفیق یافت با تیم پزشکی به همراه زائران خانه خدا عازم سرزمین وحی شود.
حاج عبدالرحمن آخرین ‌بار در زمستان سال ۱۳۶۲ پس از دریافت فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر شرکت در طرح لبیک، به ندای امامش گفت و به همراه تیم پزشکی به جبهه عزیمت نمود و دوم اسفندماه در عملیات والفجر۶ در جوانرود کردستان به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه از طرف مردم شهیدپرور اصفهان به خصوص دانشجویان و اساتید قدرشناس به زادگاهش انتقال یافت و در گلزار شهدای مدوئیه ابرکوه به خاک سپرده شد.

وصیت نامه:

خداوند بر ما منت‌ گذاشت‌ و پس‌ از چهارده‌ قرن‌ درتاریخ‌ اسلام‌ پس ‌از ائمه‌(سلام الله علیها ) فرزندی‌ از آنها در این‌ دنیای‌ ظلمت‌ برای‌ بیداری‌ و هدایت‌ ما فرستاد و ما را پیدا کرد و در مقابل ‌ظلم‌ و جور قیام‌ کردیم‌ باید قدر این‌ نعمت‌ را دانست‌ و طبق‌ دستور اسلام‌ عمل‌ کرد و از او که ‌نائب‌ امام‌ زمان‌(عج‌) است‌ پیروی‌ و اطاعت‌ کرد. از انحراف‌ به‌ چپ‌ و راست‌ خودداری‌ کرد تا به ‌معبود رسید و ظالمان‌ را سر جایشان‌ نشاند و در مقابل‌ آزمایشات‌ الهی‌ سربلند در آمد. و باید با سردمدار طاغوت‌ شیطان‌ نفس‌ مبارزه‌ کرد و او را از بین‌ برد تا انسجام‌ و وحدت‌ بیشتر شود، در راه‌ خدا خالص‌ شد تا بتوان‌ با تمام‌ جنایتکاران‌ زمان‌ مبارزه‌ کرد. خداوند پیروزی ‌مستضعفین را بر مستکبرین‌ وعده‌ داده‌؛ باید با رهنمودهای‌ امام‌ امت‌ … با مستکبران‌ مبارزه‌ کرد و دشمنان‌ را رسوا کرد و زمینه‌ را برای‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(عج‌) فراهم‌ کرد. … پس‌ من‌ در مقابل‌ این‌ راه‌ ارزشی‌ ندارم‌ که‌ برایم‌ ناراحت‌ باشید.
به‌ همه شما توصیه‌ می‌کنم‌ نماز را اول‌ وقت‌ بخوانید، نماز جمعه‌ را فراموش‌ نکنید قرآن ‌بخوانید، اطاعت‌ از ولایت‌ فقیه‌ و حمایت‌ از امام‌ را فراموش‌ نکنید، از روحانیت‌ مبارز در خط ‌اسلام‌ حمایت‌ کنید، تنها چیزی‌ که‌ می‌تواند ما را از شر شیطان‌ و تباهکاران‌ زمان‌ نجات‌ دهد امامت‌ و رهبریت‌ در خط‌ اسلام‌ روحانیت‌ است که‌ هیچ‌ وقت‌ سر سازش‌ با غیر اسلام‌ نداشتند.
فرزندم‌ احسان‌ عزیز را از موقعی‌ که‌ توانست‌ درس‌ بخواند با قرآن‌ آشنا کنید و او را با مکتب ‌اسلام‌ بزرگ‌ کنید. در جاهایی‌ که‌ روح‌ مادیت‌ حاکم‌ است‌ و هنوز معیارهای‌ طاغوت‌ وجود دارد او را نبرید. هرجا از اسلام‌ صحبت‌ است‌ و روح‌ معنویت‌ است‌، باشد. تربیت‌ او به‌خاطر رضای‌خدا باشد. همسرم‌، در زندگی‌ تولی‌ و تبری‌ را رعایت‌ کن‌. امام‌ عزیز را دعا کن‌.

 

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 54 = 64