ترکش ریزی، آمبولانس تیزی…

ترکش ریزی، آمبولانس تیزی… وقتی عملیات نمی‌شد و جابجایی صورت نمی‌گرفت نیروها از بیکاری حوصله‌شان کم می‌شد،‌ نه تیر و ترکشی نه شهید و مجروحی و نه سرو صدایی، منطقه یکنواخت و آرام بود آن موقع بود که صدای همه درمی‌آمد و ادامه مطلب

پنچری

پنچری راننده آمبولانس بودم در خط حلبچه، یک روز با ماشین بدون زاپاس رفته بودم جلو شهید و مجروح بیاورم. دست بر قضا یکی از لاستیکها پنچر شد. رفتم واحد بهداری و به یکی از برادران واحد گفتم: پنچرگیری این نزدیکی ها ادامه مطلب

داروخانه

داروخانه خط مقدم جبهه، جایی که توفیق شهادت بیشتر حاصل می‌شد تا عقبه. جایی که درمان درد بچه‌های رزمنده بود. نیروها مریضش بودند و به کمتر از آن راضی نمی‌شدند، درست لبه تیغ. درست پایان کار و نقطه عروج روحانی و معراج ادامه مطلب

حاشیه‌نویسی نسخه‌ها

حاشیه‌نویسی نسخه‌ها گاهی اوقات بعضی از پزشکان خوش ذوق، روی نسخه‌های دارو طبق سنت حسنه و ادبی که در پزشکی قدیم رایج بود، با آیات قرآن مثل «فالله خیر حافظا و هو ارحم راحمین» و عباراتی از ادعیه نظیر «یا من اسمه ادامه مطلب

طلایی شدن

طلایی شدن این عبارت به عنوان پسوند عضو مجروح شده بر اثر اصابت تیر و ترکش استفاده می‌شد. در این تعبیر، جنس تیر و ترکش به لحاظ ظاهری به طلا تشبیه شده و زینت پیدا می‌کرد و از لحاظ معنوی زخم و ادامه مطلب

با شهدا بعد از عملیات

با شهدا بعد از عملیات بعد از عملیات و عادی شدن نسبی اوضاع، نوبت عقب آوردن شهدا بود که گاه به قیمت شهادت همرزم دیگری تمام می‌شد.وقت زیادی صرف می شد تا به بهانه خشنودی خانواده شهید و پاس داشتن حق دوستی ادامه مطلب

آداب و رسوم بهداری رزمی

آداب و رسوم بهداری رزمی واحدی بود به نام «بهداشت» در بهداری رزمی لشکرها که از وظایفش سم پاشی و ضدعفونی کردن چادرها و سنگرهای اجتماعی، آفت زدایی از دست شویی ها، اطرف فاضلاب ها، حمام ها، نظارت بر رعایت بهداشت در ادامه مطلب

پی. ام. پی. پرماجرا

پی. ام. پی. پرماجرا برای انتقال مجروحان از زیر آتش خودی و دشمن، باید چاره‌ای اندیشیده می‌شد. نزدیکی محل مجروحان به دشمن، کار را مشکل‌تر می‌کرد. هر لحظه ممکن بود عراقی‌ها سراغ آنها بروند و تیر خلاصی بزنند. یکی از رزمندگان لشکر ادامه مطلب